تبلیغات
سوداگرانه
چهارشنبه 27 خرداد 1388

شاید یک اعتراض

   نوشته شده توسط: سوداگر    نوع مطلب :عمومی ،

ای  هنجره  بریده  با   خنجر   مدارا

 

سرود تازه سر کن از  خشم مردم ما

 

از اقتدار  شب ساز بر خاک ما چه وحشت

 

ما  از  تبار  خشمیم  با  یک  قبیله   نفرت

 

بگذار  تا  بریزند  خون من  و تو بر خاک

 

که رو به مرگ دارند این کودکان  ضحاک

 

فریاد کن به دژخیم این شعر سرخ ایمان

 

مردم همیشه مردم ، ایران همیشه ایران

 

مردم گدازان  بد   این   اندک    ستمگر

 

با خیل نیزه داران ، سردار های بی سر

 

مردم پرست ها را به تیر اگرچه   بستند

 

اگرچه سینه ها را در دخمه ها شکستند

 

در صبح های سربی با جوخه های اعدام

 

اگرچه هدیه کردند صد شهر گور بی نام

 

نوشته  بر لوح خاک با خون شب شهیدان

 

مردم همیشه مردم ، ایران همیشه ایران

 

 

* * * * * * * * * * ** * * * * 

 

و شاید نوبت انقلابی دیگر است ...

 

بکوش دوست من ... بکوش و ادامه بده راهت را ...

 

من تو را دعا خواهم کرد ...

 

و همه تو را دعا خواهند کرد ...

 

راه کاوه ی آهنگر در پیش گرفته ای ...

 

پس بکوش برای از بین بردن ضحاک ...

 

شاید روزی به یاری ات آمدم ولی حال دستم از یاری کردن کوتاه است .

 

بکوش تا به حق خود برسی ...

 

بکوش تا دانشجو که مظهر علم و فرهنگ این جامعه است

 

را کسی نتواند اوباش بخواند و جان او را بگیرد ...

 

بکوش تا روزی وطن آزاد باشد .

 

من نیز برای پیروزی ات دعا خواهم کرد .

 


تعداد کل صفحات: 50 1 2 3 4 5 6 7 ...